تبليغاتX
گرای نزدیک
نشریه الکترونیکی

هوالحق

امروز خیلی اتفاقی مطلبی رو از یکی از رفقا شنیدم که برام عجیب بود. داستان از این قراره که بیخ گوش ما در همین گلوگاه ایکلت موجودی عجیب پیدا شده که متعلق به هیچ گونه شناخته شده ای نیست و جالب اینکه هنوز تکه هایی از گوشت و چربی بهش مونده. یعنی به تازگی مرده . این قضیه رو هم بگم که در چند ماه اخیر شکارچیان منطقه نوکنده خبر از دیدن و شنیدن صدای موجودی عجیب میدادند که هیچ گاه مورد اعتنا قرار نگرفت . اصل خبر هم از این قراره :

فارس:  اسكلت جانداري در شهرستان گلوگاه مازندران كه تازگي آن به خوبي مشخص است،  تعجب كارشناسان را برانگيخت.

اسكلت جانداري كه توسط يكي از شهروندان گلوگاهي در جنگل‌هاي اين شهرستان به‌دست آمده است، چند روزي است كه فكر كارشناسان را به خود مشغول كرده است.


حسن خاج، يابنده اسكلت در اين شهرستان اظهار داشت: اين اسكلت را از منطقه جنگلي صعب‌العبوري در گلوگاه به طور اتفاقي مشاهده كرده و از آنجا كه برجستگي‌هاي روي اسكلت برايم جاي سوال داشت، آن را به شاخه‌اي آويزان كرده تا هم از گزند احتمالي درامان باشد و هم از ديگران درباره آن جويا شوم.

وي اين موضوع را به محيط بانان محيط زيست و منابع طبيعي منطقه گزارش داد و پس از مشاهده كارشناسان محيط زيست منطقه از جمله زيست‌شناساني از استان‌هاي مازندران و گلستان سرانجام كسي از ساختار اسكلت به هويت آن پي نبرد و به نوعي هنوز مشخص نيست كه اين اسكلت مربوط به پرنده است يا جانور زيرا به هردوي آنها شبيه است.

به گفته يكي از محيط‌بانان منطقه، اين اسكلت مربوط به جانداران بومي منطقه نيست و تاكنون چنين ساختاري از يك موجود در حوالي مازندران نديده است.

عصر سه‌شنبه نيز دو زيست‌شناس و جانورشناس از تهران براي بررسي موضوع به گلوگاه آمدند، آن‌ها نيز تاكنون متوجه هويت واقعي اسكلت نشدند و پس از عكسبرداري و اندازه‌گيري قسمت‌هايي از اين شكل ناشناس، تصاوير و مشخصات را به كمك رايانه به مركز تحقيقاتي مورد نظر ارسال كردند و قرار است ظرف امروز و فردا نظريات اوليه خود را گزارش كنند تا بالاخره راز اين اسكلت كشف و درباره چگونگي انتقال آن به مراكز ذي‌ربط تصميم‌گيري شود.

از مشخصات اسكلت در نگاه اول مي‌توان به دم بلند، سر كوچك، عاج‌هاي روي پشت، ارتفاع بيش از 30 سانتي‌متري و طول حداكثر يك متر و 30 سانتي‌متري و ساختار منحني آن اشاره كرد و البته تازگي اسكلت از رنگ صورت استخوان و گوشت‌هاي باقيمانده بر آن كاملا مشخص است.

اين اسكلت هم‌اكنون در منزل يابنده و در محلول آب‌نمك نگهداري مي‌شود.

البته چند سوال در این مورد مطرح است که این موجود تا به حال کجا بوده ؟ آیا مشابه او در منطقه وجود دارد ؟ اگر وجود دارد کجا هستند ؟ و . . .

درصورت تمایل به کسب اطلاعات بیشتر و دیدن سایر عکسها میتوانید کلید واژه های ( گلوگاه+ اسکلت+عجیب) را جستجو نمایید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 18:47  توسط سردبیر  | 

هوالحق

قبول دارم که  دیگر به راحتی نمیتوان به من وبلاگ نویس گفت . اینکه آدم چند ماه یک بار از راه برسد با یه مطلب دزدی از این طرف و آن طرف یک پست جدید ایجاد کند اسمش وبلاگ نویسی نیست. قبول دارم اما اونایی که از نزدیک منو میشناسن میدونن که اون موفع که موفع بود من وقت سر خاروندن نداشتم چه برسه به الان که قاطی مرغها هم شدم. بماند . . .

غرض از مزاحمت عرض ادب و تبریک حلول ماه پربرکت رمضان بود و بس. امیدوارم توفیق بهره برداری معنوی از این ماه قسمت همه دوستان و بزرگواران بشود و بنده را از دعای خیر محروم نفرمایید . البته این را هم عرض کنم که امسال هم توفیق حضور در برنامه های مسجد جامع بندرگز از بنده سلب شده و علت آن اهنمام بی حد امام جمعه محترم و هیات محترم امنا در انتخاب ناشایست خطیب امسال است. بده بستان های پشت پرده ٬ امسال هم ما را از افتخار بهرهمندی از یک خطیب دانشمند ٬ باسواد و مودب  در شهرستان بی بهره ساخت. 

یا علی

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 14:26  توسط سردبیر  | 

هوالحق

اقرا باسم ربك الذي خلق...

بخوان!

ـ محمد درهراسي و هم آلود به اطراف نگريست! صدا دوباره گفت:‌بخوان!

ـ اين بار محمد بابيم و ترديد گفت: من خواندن نمي دانم.

صدا پاسخ داد:

ـ بخوان به نام پروردگارت كه بيافريد، آدمي را از لخته خوني آفريد، بخوان و پروردگار تو را ارجمندترين است، همو كه با قلم آموخت، و به آدمي آنچه را كه نمي دانست بياموخت.........

و او هر چه را كه فرشته وحي خوانده بود باز خواند.

ـ هنگامي كه از غار پايين مي آمد زير بار عظيم نبوت و خاتميت، به جذبه الوهي عشق بر خود مي لرزيد از اين رو وقتي به خانه رسيد به خديجه كه از دير آمدن او سخت دلواپس شده بود گفت:

ـ مرا بپوشان، احساس خستگي و سرما مي كنم!

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 10:8  توسط سردبیر  | 

زمان: 15 شهریور 1367

"جناب آقای موسوی نخست‌وزیر محترم

نامه‌ی استعفای شما باعث تعجب شد.

حق این بود که اگر تصمیم بدین کار داشتید، لااقل من و یا مسئولین رده بالای نظام را در جریان می‌گذاشتید.

در زمانی که مردم حزب‌الله برای یاری اسلام، فرزندان خود را به قربانگاه می‌برند چه وقت گله و استعفا است. شما در سنگر نخست‌وزیری در چارچوب اسلام و قانون اساسی به خدمت خود ادامه دهید، در صورتی که نسبت به بعضی از وزرا به توافق نمی‌رسید چون گذشته عمل شود. این حق قانونی مجلس است که به هر وزیری که مایل بود، رأی دهد. تعزیرات از این پس در اختیار مجمع تشخیص مصلحت است که اگر صلاح بداند به هز میزان که مایل باشد، در اختیار دولت قرار خواهد داد. همه باید به خدا پناه ببریم و در مواقع عصبانیت دست به کارهایی نزنیم که دشمنان اسلام از آن سوء استفاده کنند. مردم ما از این گونه مسائل در طول انقلاب زیاد دیده‌اند. این حرکات هیچ تأثیری در خطوط اصیل و اساسی انقلاب اسلامی ایران نخواهد داشت. از آنجا که من به شما علاقمندم، انشاءالله عندالملاقات مسائلی است که گوشزد می‌نمایم.

سید روح‌الله الموسوی الخمینی 15/6/67"

                                                         صحيفه ي نور جلد 21 ص 124

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 8:53  توسط سردبیر  | 

هوالحق

این روزها بازار انتخابات در گوشه کنار کشورما عجیب داغ شده و از صف شیر ساعت ۵ صبح گرفته تا معروفترین شبکه های مذخرف پراکنی غرب مشغول تحلیل و گمانه زنی در مورد انتخابات نهم ریاست جمهوری هستند .  در این میان ده کوره عزیز ما شهرستان بندرگز ٬ همپای آحاد ملت ٬ گیر پدیده انتخاباتند.

از آنجایی که یقین کامل در حسن اجرای انتخابات از سوی هیاتهای اجرایی! بازرسی!!و نظارت!!! داشته و دارم و مطمعن هستم که حقی ضایع نخواهد شد ! لذا این حقیر از بابت نگرانی برای آینده نظام و انقلاب که مبادا به دست نا اهلی بیفتد و . . . به شدت احساس خطر کردم و بعد هم احساس وظیفه ام باد کرد که رسما و مجازا حمایت خویش را از دکتر محمود احمدی نژاد اعلام نمایم.

اگر چه بنده دوره قبل نیز از حامیان سرسخت ایشان در تهران (ستاد خیابان مشاهیر) بودم و بعد از انتخابات مورد بی مهری و نامهربانی های زیادی واقع شدم ٬ لذا با قلبی شکسته و اعتراضی موکد به انتصابات ایشان در رده های میانی و پایینی بدنه دولت ٬ جناب آقای دکتر محمود جان احمدی نژاد را به عنوان کاندیدای اصلح انتخاب مینمایم. البته در مورد سه کاندیدای دیگر هم احترام زیادی قائل هستم و هیچگونه تخریب را جایز نمی دانم چون مردی نبود فتاده را پای زدن.

یا علی

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 10:30  توسط سردبیر  |